هالیوود نوین
هالیوود نوین ( هالیوود پست کلاسیک )
تاکنون نگاه های متفاوتی مربوط به دوره های متعدد حیات سینمای آمریکا شده است . هدف از این نوشته آشنایی با تاثیر گذارترین و مهمترین رکن سینمای آمریکا است.
اگر در صدد تعریف هالیوود پست کلاسیک باشیم ، بد نیست یکی از پیچیده ترین شاهکارهای یک کارگردان را مورد بررسی قرار دهیم : دراکولای برام استوکر اثر فرانسیس فورد کاپولا که معمولا فیلمی تجاری قلمداد می گردد . اثری به لحاظ حرفه ای بسیار خوش ساخت ، کاملا حساب شده و در عین حال به شدت آگاهانه در روند فیلمسازی که سازنده آن کاملا می داند در بزنگاه تغییرات عظیمی در صنعت و هنر هالیوود قرار گرفته است.
فیلمسازی پست کلاسیک هالیوودی آن طور که در فیلم دراکولای برام استوکر شاهد آن هستیم بدون ارجاع به عنوان هالیوود نوین ، بی معناست . عنوانی که بیش از هر چیز به احیای اقتصادی هالیوود از اواسط دهه 1970 اشاره دارد . آغاز این جریان به موفقیت جهانی فیلم هایی نظیر آرواره ها اثر اسپیلبرگ ، جنگ ستارگان اثر جرج لوکاس و پدر خوانده اثر کاپولا باز می گردد.
سه عامل به شکل گیری هالیوود نو منجر شدند : اول نسل جدیدی از کارگردان ها ، دوم استراتژی های اقتصادی جدید مربوط به بازار عرضه محصولات و سوم اسلوب های جدید مدیریتی و مالکیت رسانه ای . می توان پیشرفت های تکنولوژیک مربوط به صدا و تصویر را نیز اضافه نمود اما به نظر می رسد که عنصر دوم این عوامل را نیز در بر می گیرد. به علاوه این عنصر یعنی استراتژی های اقتصادی مربوط به بازار مهمترین و تاثیرگذارترین مورد در میان عوامل یاد شده به شمار می آید . اگر قرار است سینما به حیات خود ادامه دهد می بایست مخاطبانی را که به تلویزیون و موسیقی عامه پسند خو گرفته اند را به خود جذب کند پس می توان گفت بزرگترین دغدغه هالیوود نو موضع گیری در مقابل مخاطبانی است که هویت فکری کلیشه ای پیدا کرده اند. حتی پیش از تاثیرگذاری پدیده های نوظهوری چون ماهواره و ویدئوهای خانگی ، هالیوود کلاسیک با معضل جذب مخاطبانی که به تماشای برنامه های تلویزیونی عادت کرده بودند رو در رو بود. اما با انقلاب ناشی از ظهور ماهواره ها و ویدئوهای خانگی و تلویزیون های کابلی ، مخاطبان آزادی بسیار نامحدود تری در استفاده از محصولات صوتی و تصویری به دست آوردند که باعث شد محاسبات آماری که مبنای استراتژی های سنتی بازاریابی برای محصولات سینمایی بود کاملا به هم بریزد. حتی بعضی منتقدین نظیر رابین وود تا جایی پیش رفتند که عرضه ویدئویی محصولات را با متون غیر قانونی مقایسه کردند.
هالیوود نو برای حل این بحران مبارزه را آغاز کرد. این مبارزه با مطرح کردن کارگردان های خوش فکر که عمدتا فارغ التحصیلان مدرسه های فیلمسازی بودند آغاز شد. پرورش نسل جدید فیلمسازان چون مارتین اسکورسیزی ، پل شرایدر تا دیوید لینچ و کوئنتین تارانتینو همچنین مبتنی است بر تاثیری که سینمای اروپا و سنت های انتقادی اروپایی نظیر تئوری مولف روی شناخت سینمای آمریکا از خودش گذاشت . برای مثال مخلوط کردن ژانرها و ارجاع های برون متنی را می توان میراث سینمای دهه های 1950 تا 1960 فرانسه و تلاش کارگردان هایی چون فرانسوا تروفو ، ژان لوک گدار و ژاک ریوت به حساب آورد.
غیر از تاثیرات این چنینی چیز دیگری هم در شکل گیری و موفقیت سینمای هالیوود نو نقش داشت . امری که چندان قابل تعریف نیست . منتقد برجسته ، نوئل کارول ، این امر را اشاره گرایی می نامد و آن را مبتنی بر رشد دو سویه فیلمسازان و مخاطبان یک نسل در کنار هم ناشی از تجربه اجتماعی آنها را پدید آورده می داند.
پس شکل گیری هالیوود نو ملهم از رشد و پرورش استعداد های شکل گرفته ، استفاده از پس زمینه ای انعطاف پذیر که توانایی جذب اقشار مختلف جوانان را دارا بوده و ایجاد ارتباط فرهنگی میان این مخاطبان جوان نسل جدید فیلمسازان است. در همین حین است که تکنولوژی های جدید بسیاری به ظهور می رسند تا مشکلات فنی را حل کنند و منطق مالی جدیدی را حاکم کنند . پس از ورشکستگی کامل استودیوهای عظیم ، یکبار دیگر هالیوود پر از حیات و سرزندگی شد.
منابع : پیدایش سینماهای ملی ، نوشته : توماس الساسیر
ماهنامه گلستانه ، شماره 68
مرتضی سورانی