گفتگو با سيد عباس شفيعي ، فيلمساز خوزستاني
سید عباس شفیعی
بیوگرافی :
در روزهای بحرانی سال 57 در اهواز به دنیا آمد. فعالیت هنری را با گذراندن دوره عکاسی در سال 75 و همچنین دوره فیلمسازی در سال 76 آغاز نمود. سید عباس شفیعی تا بحال چندین فیلم کوتاه داستانی از جمله : سبیل ، تارباس ، هپروت ، خلیج فارس و... را ساخته و اخیرا نیز کار ساخت انیمیشنی کوتاه به نام تیرباران را به پایان رسانده. وی هم اکنون مدرس کارگردانی در انجمن سینمای جوان اهواز است.
اشاره :
سید عباس شفیعی انسان منحصر بفردی نیست. کسی است درست مانند من و تو . کسی است که در کوچه پس کوچه های اهواز رشد کرده و در محیط این شهر نفس کشیده . اهل شعار دادن نیست و در یک کلام صمیمی و صاف و صادق است. در مصاحبه ای که با وی انجام دادیم ، مهمترین نکته ای که توجهمان را جلب کرد عشق و علاقه فراوانش به سینما و فیلمسازی بود . وی هدف خود را ساخت فیلم بلند ذکر کرد و بارها نیز از علاقه خود به فیلمسازانی چون هیچکاک ، لوک بسون و جان فرانکن هایمر سخن گفت.
مصاحبه با سید عباس شفیعی :
س) به چه نوعی از سینما علاقه دارید ؟
سینمای اکشن و طنز و ادغام این دو . شخصا از طنزی بیشتر لذت می برم که دارای درون مایه باشد و هر چند صرفا لبخند کوچکی بر لبان تماشاگر بنشاند اما همان لبخند با تفکر و تامل توام باشد. منظورم از سینمای اکشن هم سینمای صرفا پر زد و خورد نیست. در حقیقت سینمای تعلیق را بیشتر می پسندم و فیلمساز محبوبم استاد هیچکاک است. اصولا فیلم هایی که لبریز از جلوه های ویژه کامپیوتر هستند را دوست ندارم چرا که اکثر این فیلم ها پای میز کامپیوتر ساخته می شوند . اما در بین همین فیلم ها هم گاه آثاری چون ماتریکس و تغییر چهره نیز یافت می شوند که هیچگاه از تماشای مکررشان خسته نمی شوم.
س) فیلم خوب به نظرتان چه فیلمی است؟
فیلم خوب به نظر من فیلمی است که در درجه اول تماشاگر را جذب کند . یعنی پس از دیدن فیلم تماشاگر راضی از صندلی اش بلند شود و به سازنده فیلم بد و بیراه نگوید . به نظر من یک فیلم خوب چند شرط اساسی دارد : اول اینکه تماشاچی هنگام تماشای فیلم سر جایش میخکوب شده و تمام حواسش را به فیلم بدهد و اینکه پس از پایان فیلم احساس سرخوردگی نکند . دیگر اینکه فیلم در اذهان ماندگار شود چرا که بعضی فیلم ها برای بار اول فیلم های خوبی هستند اما بعد از گذشت چند سال ارزششان را از دست می دهند و به قول معروف تاریخ مصرف دار هستند . مثالی که برای چنین فیلم هایی می توان زد آژانس شیشه ای ساخته ابراهیم حاتمی کیاست که گر چه همان سالی که نمایش داده شد سر و صداهای زیادی را برانگیخت ولی حالا دیگر به عنوان فیلمی تاریخ مصرف گذشته ، نگاهش می کنیم .
س) برویم سراغ سینمای کوتاه. به نظرتان فیلمسازی در سینمای کوتاه چقدر با سینمای بلند متفاوت است؟
به نظر بنده در درجه اول دو نوع فیلمساز وجود دارد : یکی فیلمساز تلویزیونی که کارش ارزشی بیشتر از صفحه تلویزیون ندارد و دیگری فیلمساز سینمایی که ارزش پرده سینما را به خوبی درک کرده . مثالی که می توانم در این زمینه بزنم فیلم آبی ساخته حمید لبخنده است که هنگامی که با یکی از دوستانم در سالن سینما به تماشایش نشستیم به نظرمان فیلم بسیار بدی آمد در حالیکه دفعه بعد که به طور اتفاقی آن را در مانیتور دیدم به نظرم چندان هم فیلم بدی نبود چرا که ارزش این فیلم در حد همان مانیتور و تلویزیون است و ولی فیلمسازی در سینمای کوتاه کمی متفاوت است . یک کارگردان در سینمای کوتاه با وجود اینکه اشخاص بسیاری با او همکاری می کنند باز هم در نهایت خیلی از کارها را خودش انجام میدهد . خیلی وقت ها کارگردان فیلم کوتاه در عین کارگردانی ، وظایف مدیر تولید ، منشی صحنه ، مدیر تدارکات و... را نیز خودش انجام می دهد که البته این سیستم ، سیستم خوبی برای کار کردن نیست ولی خیلی از کارگردان ها از جمله خود من ، به دلیل عشق فراوانشان به سینما و فیلمسازی پیه خیلی از این مشکلات را به تن خود می مالند!
س) به نظرتان مهم ترین خصوصیتی که یک کارگردان باید داشته باشد چیست؟
جواب سوال شما یک کلمه است : ((دیدگاه)) . دیدگاه مهم ترین چیزی است که یک فیلمساز و حتی کلی تر بگوییم : یک هنرمند باید داشته باشد و همین دیدگاه است که فرق بین دو کارگردان را با هم مشخص می کند . خیلی از فیلمسازان کوتاه و حتی بلندمان مهمترین هدفشان از فیلمسازی ، جشنواره و کسب جایزه است . ممکن است بعضی از این فیلمسازان تک و توک کارهای خوبی هم انجام دهند اما کارشان تداوم نخواهد داشت . کسی که دیدگاه خودش را مشخص کرده باشد در حقیقت تکلیفش با خودش مشخص است . خود من بعد از ساختن فیلم سبیل بود که توانستم راهم را پیدا کنم . بعد از ساختن این فیلم هدفم را که ساختن فیلم بلند است پیدا کردم . با تمام احترامی که برای سینمای کوتاه قائلم ، فیلم کوتاه برای من محملی است برای کسب تجربه تا روزی بتوانم فیلم بلند بسازم .
س) فیلمنامه فیلم هایتان کار خودتان است؟
فیلمنامه فیلم هایم را خودم می نویسم اما شخصا این کار را دوست ندارم چرا که هنگام نوشتن فیلمنامه مدام فکرم به کارگردانی مشغول می شود و به عبارت دیگر طوری فیلمنامه ام را می نویسم که خودم بتوانم آن را کارگردانی کنم . اصولا کار من به این نحو است که چند صحنه ای را که در ذهن دارم مبنا قرار داده و بر اساس آن داستانی نوشته و به فیلمنامه تبدیل می کنم . مثلا در فیلم هپروتصحنه ای که شخصیت اصلی سه تا می شود را مبنا قرار دادم . جالب است بدانید که چند سالی است در دفتری صحنه هایی را که دوست دارم روزی از آن ها استفاده کنم را یادداشت کرده و هنگام ساخت فیلم به آن ها مرجعه می کنم . همین صحنه ها و نماها محرک من برای ساخت فیلم هستند.
مصاحبه از :اشکان جوشن پوش ، مرتضی سورانی ، فرهاد پدوين
